حکومت و امیرالمؤمنین

خرید بک لینک
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

على علیه السلام با سپاهیان اسلام براى سركوبى پیمان شكنان به سوى بصره حركت مى كردند.

در نزدیكى بصره به محل (ذى قار) رسیدند. در آنجا براى رفع خستگى و آماده سازى سپاه توقف نمودند. عبد الله بن عباس u200d مى گوید:

من در آنجا به حضور امیر المومنین على رسیدم ، دیدم (رئیس مسلمانان ، فرمانده كل قوا) خود كفش خویش را وصله مى زند.

حضرت روى به من كرد و فرمود:

ابن عباس ! این كفش چه قدر مى ارزد؟ قیمت آن چه قدر است ؟

گفتم :

ارزشى ندارد.

فرمود:

سوگند به خدا! همین كفش بى ارزش از ریاست و حكومت شما براى من محبوب تر است . مگر این كه بتوانم با این حكومت و ریاست حق را زنده كنم و باطل را براندازم .

آرى ! ارزش یك حكومت ، بسته به آن است كه در سایه اش حق زنده و باطل نابود گردد و گرنه چه ارزشى دارد؟

داستان های بحار جلد 3

امامزاده روستای حاجی آباد زبرخان نیشابور...

ما را در سایت امامزاده روستای حاجی آباد زبرخان نیشابور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 181 تاريخ: چهارشنبه 8 خرداد 1398 ساعت: 10:40

صفحه بندی