هجده دانه رطب

خرید بک لینک

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

ابن علوان می گوید: در خواب دیدم که کسی می گوید: «پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به بصره آمده اند!»پرسیدم: «کجا هستند؟» گفت: «در خانه ی فلانی». رفتم و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را دیدم که نشسته اند و اصحابشان همراه آن حضرت اند. در مقابل پیامبر طبقی از رطب بود. ایشان مرا که دید مشتی رطب برداشت و به من مرحمت کرد. آن ها را شمردم؛ هجده دانه بود. از خواب برخاستم...

شنیدم که امام رضا علیه السلام به بصره آمده اند، پرسیدم: «کجا هستند؟» گفتند: «در خانه ی فلانی». رفتم و ایشان را در همان جایی دیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را دیده بودم. یارانش با او بودند و نزد آن حضرت طبقی رطب بود.

امام رضا علیه السلام مرا که دیدند، مشتی رطب برداشتند و به من دادند، شمردم؛ هجده دانه بود. گفتم: «کاش بیشتر بدهید!» فرمودند: «اگر جدّم بیشتر داده بود، من هم می دادم».(1)

1- . مسند الامام الرّضا علیه السلام ، ج 1، ص 54

امامزاده روستای حاجی آباد زبرخان نیشابور...

ما را در سایت امامزاده روستای حاجی آباد زبرخان نیشابور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 9:14

صفحه بندی