امامزاده روستای حاجی آباد زبرخان نیشابور

متن مرتبط با «سایه» در سایت امامزاده روستای حاجی آباد زبرخان نیشابور نوشته شده است

سایه عشق

  • نیلوبلاگ

    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْدوباره نگاهی به حیاط کردیم، سایه از دیوار بالا می آمد. گفتم: حتماً خودشه. چند روز بود که شوهرم نمی توانست مدرسه را نظافت کند، کمرش درد می کرد. مدیر چند بار جلوی دانش آموزان شوهرم را تحقیر کرده بود. تهدید کرده بود که اخراجمان می کند و اثاثیه مان را بیرون می ریزد. فکر کردیم شب را بیدار بمانیم و ببینیم کار کیست؟نزدیک صبح بود که سایه از دیوار بالا آمده بود و حیاط را جارو می زد. با شوهرم رفتیم توی حیاط. دانش آموز کوچک اندامی بود که چهره اش آشنا به نظر می رسید. وقتی...

    ادامه مطلب